منوی اصلی
موضوع
مدیر
سایتهای برتر
آمار
» امروز :چهارشنبه 17 مهر 1387
» بازدید های امروز :
» بازدید های دیروز :
» كل بازدیدها :
» كل مطالب :
» كل نظرات :
» ایجاد صفحه :- ثانیه

نظرسنجی
آرشیو ماهانه
بر و بچ با حال
خبرنامه

مهران منو با این ایمیل از به روز شدن  وبلاگت باخبر کن

جستجوگر
آشنایی با مدیر
به وبلاگ من دیونتم خوش آمدید

 
من مهران متولد 1365 در رشته کامپیوتر مشغول تحصیل هستم .


از آبی و آبی زندگی کردن خیلی خوشم میاد. به نظر من آدمایی که آسمون دلشون آبیه در زندگی همیشه موفق بوده و هستند.


آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بیاندیش ستاره ی خود را در آسمان زندگیت پیدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را برای تو آفرید راه رسیدن به آن را نیز نشانت خواهد داد


هرگاه احساس كردی كه گناه كسی آنقدر بزرگ است كه نمی توانی او را ببخشی بدان كه اشكال در كوچكی روح توست نه در بزرگی گناه او

 

تا هستیم باید باشیم،

و برای بودن باید دوست داشت،

و برای دوست داشتن باید،

عشق ورزید،

و برای عشق ورزیدن باید

من را ، تورا

به فراموشی سپرد و در هم خلاصه شد.

" بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که بدان می نگری"



نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور 1387 ، ساعت 10:09 ق.ظ

خدایا تو خیلی بزرگی و من خیلی كوچك جالب اینجاست كه تو به این بزرگی هیچ وقت من رو به این كوچیكی فراموش نمیكنی ولی من به كوچیكی توبه این بزرگی رو گاهی فراموش میكنم

خدایا کمکم کن تا هیچ وقت فراموشت کنم



نوشته شده در جمعه 18 مرداد 1387 ، ساعت 11:08 ق.ظ

گر در  یمنی  چو با منی پیش منی

ور پیش منی چو بی منی در یمنی

من با  تو   چنانم  ای   نگار    ختنی

کاندر غلطم که من توام  یا تو منی



نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد 1387 ، ساعت 11:07 ق.ظ

هوا بس ناجوانمردانه سردست...

آیدمت گرم و سرت خوش باد!

سلامم را تو پاسخ گوی،دربگشای!

منم من،میهمان هر شبت،لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپاخورده ی رنجور

نه از رومم،نه از زنگم،همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در،بگشای،دلتنگم

                                               *مهدی اخوان ثالث*



نوشته شده در دوشنبه 10 تیر 1387 ، ساعت 10:06 ق.ظ

روز وصال دوست داران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد

کامم از تلخی غم چون زهر گشت بانگ نوش شاد خواران یاد باد

گرچه یاران فارغند از یاد من از من و ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این بند و بلا کوشش آن حق گذاران یاد باد

راز من بعد از این نا گفته ماند ای دریغا راز داران یاد باد

ارسال شده توسط :نبض حیات



نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد 1387 ، ساعت 10:06 ق.ظ



نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد 1387 ، ساعت 10:06 ق.ظ

ای پرنده پروازکن،با اینکه پروبالت زخمی است ولی بازپروازکن.مگذارسکوت ورخوت این قفس ،شوق واشتیاق رهایی را درتوبخشکاند. می دانم رهایی ازاین قفس بسیارسخت است وتورا دیگرتوان جدال بااین میله های فولادی نیست، ولی نگذاریاس نامیدی  شوق رفتن راازتوبگیرد.نگذارکه التهاب قفس  لذت پروازوآزادی راازیاد تو ببرد.

ای پرنده بدان که قفس هرگز نمی تواند پرواز راازیاد تو ببردچون پرنده یعنی پرواز و پرواز یعنی آزادی ...

 



نوشته شده در جمعه 3 خرداد 1387 ، ساعت 10:05 ق.ظ

ای دریای رحمت و بخشش

 

به خود نگاه می کنم و می بینم که چگونه در مرداب تعلقات

زمینی ام گرفتار شدم .مرا به قصر رحمت ات دعوت

می کنی اما من در مروارید خیال دنیا برای خود قفسی

ساخته ام که هر چه امواج بخشش و رحمتت به سوی من

می آید دل اسیر من از آن قفس دست برنمی دارد

معبودم مرا دریاب



نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387 ، ساعت 09:05 ق.ظ

دو سه روزه که دلم بد جوری هواتو کرده

باز دوباره دلم هوس گرمییه نگاتو کرده

چند شبه که دوباره تو به خوابم نمی یای

هر جمعه دارم من با خودم می گم که امروز تو میای

اما وقتی که دیگه غروب میشه دلم میدونه نمی یای

هر غروب جمعه من با یه سبد یاس پرپر

میشینم منتظرت تا تو بیایی از سفر



نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 ، ساعت 10:04 ق.ظ

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

 هر که با ما بود از ما می گریخت

 چند روزی هست حالم دیدنیست

 حال من از این و آن پرسیدنیست

 گاه بر روی زمین زل می زنم

 گاه بر حافظ تفاءل می زنم

 حافظ دیوانه فالم را گرفت

 یک غزل آمد که حالم را گرفت:

 ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم



نوشته شده در شنبه 10 فروردین 1387 ، ساعت 10:03 ق.ظ

صندلی تنها

در اتاقی خالی نشسته

مثل من که تنهای تنها

در فضای خالی تنهایی ام

نشسته ام

من و صندلی

یک وجه مشترک داریم

هر دو می دانیم که کسی خواهد آمد

حتی اگر سکوت از پیشمان برود .



نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند 1386 ، ساعت 11:03 ق.ظ

هر چند دلتنگ تر از تنگ بلورم

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه تر از دامن الوند

باشکوه تر از کوه دماوند غرورم

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است

تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

ای عشق ز شوق تو گذر میکنم از خویش

تو قاف قرار من و من عین عبورم

بگذار به بالای بلند تو ببالم

کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم



نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند 1386 ، ساعت 12:03 ب.ظ

مرا اگر صد بار از خود برانی دوستت دارم

به زندان خیانت هم كشانی دوستت دارم

به جرم عشق تو صد زخم كاری بر جگر دارم

جگرسهل است اگرخونم فشانی دوستت دارم

بچه ها ولنتاین مبارک



نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن 1386 ، ساعت 10:02 ق.ظ

خدایا!کاش آنقدر بزرگ بودم که می توانستم دستهای تو را که برای دوستی دراز شده بود بگیرم،لمس کنم و ببوسم!کاش دستهای تو لمس کردنی بود

کاش می توانستم سرم را در آغوش تو که مهربانتر و گرمتر از آغوش مادر است بگذارم و زار زار گریه کنم؛برای خودم،برای تمام کارهای بدی که کردم ،برای تمام شبهایی که با ستاره های آسمانت قهر بودم؛ برای تمام وقتهایی که یادم رفت آسمان آبی است. که یادم رفت شقایق چه رنگی است؟

خدایا! مرا ببخشای به خاطر همه ی روزهایی که پروازنکردم و مثل کبوترهای تو در آسمان آبی تو اوج نگرفتم؛غرق نشدم و گم نشدم

خدایا! دستم را بگیر! اگرتو نگیریشان، من می افتم، می شکنم و می میرم

خدایا! دوستت دارم.آنقدر که...اصلا چرا بگویم؟! خودت بهتر می دانی

پس

 شب به خیر خدای مهربان من

: بگذار باز هم بگویم

دوستت دارم ؛ دوستت دارم ؛ دوستت دارم



نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن 1386 ، ساعت 12:01 ب.ظ

 

رویای برفی تولدت مبارک...........

 

نمیدونم چه جوری بهت بگم تولدت مبارک.........

تمام احساسم را در جوهر خودکارم میفشانم و با قلمی سرشار از یادتو فصل جدید زندگیت رو بهت تبریک میگم عزیزم..واز خدای خودم به خاطر اینکه فرشته ای چون تورو به من ارزانی داشته ممنونم

یه آسمون گلای یاس و میخک. یه دریا عشق و اشتیاق و پولک.یه قلب تنها با یه حس بی قرار و کوچک. فقط میخواد بهت بگه  

تولدت مبارک



نوشته شده در سه شنبه 18 دی 1386 ، ساعت 12:01 ب.ظ

مطالب پیشین
1 2 3
لینك باكس
All Right Reserved By http://imcrazy4you.mihanblog.com
This Template Created by Mehremahtab