دوشنبه 30 مهر 1386

زیبایی چشمان تو

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،


سه شنبه 24 مهر 1386

خدا خدا خدا

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانی که چطور زندگی کنی

از تن شاخ زرد گل توقع جوانه نیست

واسه نفس بریدگان طاقت تازیانه نیست

از گل چهره سوخته طراوتی طلب نکن

برای رفع تشنگی تکیه به تشنه لب نکن


جمعه 20 مهر 1386

عید فطر مبارک

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

 

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت.

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت!

رمضان دیگری هم از عمر ما سپری شد. برای من ماه رمضان نوعی آشنایی غریبی دارد مثل ماه محرم، گویی هر دو ماه فرصتی برای سفر به دوردست‌های افق جان انسان است. جایی که آدم خودش را پیدا می‌کند. این روز عزیز را به شما تبریک می‌گویم، امیدوارم تا رمضان دیگر سرشار از رحمت و برکت باشید.


دوشنبه 16 مهر 1386

خدایا..........

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

 

خدایا تو خیلی بزرگی و من خیلی كوچك جالب اینجاست كه تو به این بزرگی هیچ وقت من رو به این كوچیكی فراموش نمیكنی ولی من به كوچیكی توبه این بزرگی رو گاهی فراموش میكنم

خدایا کمکم کن تا هیچ وقت فراموشت نکنم

خدایا همه داده و نداده هاتو شکر


جمعه 13 مهر 1386

بغض

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

گاه برای بیان آنچه در گلوست و قرار است که فریادی نشود ، جز ایهام و اشاره راهی نیست که بغض خود اشاره ایست ، اما اگر بغض هم ، دلیل گناه باشد چه باید کرد؟

به چه مشغول کنم دیده و دل را؟؟!!

 دل تو را می طلبد، دیده تو را می جوید


پنجشنبه 5 مهر 1386

باران

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

سوختم، باران بزن شاید تو خاموشم كنی، شاید امشب سوزش این زخم ها را كم كنی، اه باران من سراپای وجودم اتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم كنی

Sensizlik inan chok zor sevgilim