چهارشنبه 30 آبان 1386

آمــــــد رضـــــــا

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

نوری دوباره بر دل عاشق دلان رسید

چون مژده ای دوباره به دلداگان رسید

هشتم امام عاشق و هشتم دلیل حق

گویی كه یوسفی به سرای جهان رسید

آمد رضا و دل چو بهاری جوان شود

یارب مدد كه ضامن آهو اَمان رسید

چون گوهری درخشد و بر دل اثر كند

نامی كه رهگشای ره مؤمنان رسید

حاجت روا شوم چو رضا اَفكند نظری

دل شادمان شو، سرور دریادلان رسید

 

میلاد با سعادت هشتمین اَختر تابناك امامت و ولایت

علی بن موسی الرضا (ع) بر همه مسلمین ایران و جهان

تبریك و تهنیت باد


شنبه 19 آبان 1386

پند و اندرز

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

در جهان  کسی موفق می شود که به امید دیگران

ننشیند و همه چیز را از خود بخواهد.

روزی که از پلکان (من) پایین بیایم هزاران نردبان پیش

پایمان نهاده می شود.

مصیبت و محنت فکر را قوی و دوستان را به انسان

می نمایاند.

مادامی که فقط صدای تندر را شنیده ای و هنوز باران

نباریده است آب را از کوزه خالی مکن.

یک لبخند تو می تواند برای هر کسی خوشبختی بیاورد

حتی اگر او از تو خوشش نیاید.


پنجشنبه 10 آبان 1386

((خدایا کاش زود قضاوت نمی کردم))

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

 

در روستای دور افتاده مردی هیزم شکن به همراه فرزند خردسالش زندگی می کردند.....  طبق معمول که هیزم شکن از کار روزانه برمی گشت با صحنه ناگواری مواجه شد. در هنگام ورود صدای  فریاد و ناله پسرش را شنید و هنگامی که دوان دوان به سمت اتاق پسرش می دوید سگ شان را با دهانی آغشته به خون مشاهد کرد. هیزم شکن از فرط ناراحتی و عصبانیت شدید با تصور آنکه سگ به کودکش حمله ور شده با شلیک تفنگ شکاریش حیوان را از پای در آورد و وقتی سراسیمه به اتاق رسید فرزند خود را سالم ولی هراسان در کنار جسد بی جان گرگ دید. تازه متوجه شد که سگ از پسرش محافظت کرده و مرد به دلیل زود قضاوت کردن جان نگهبان وفادارش را گرفته است.....

وقتی با شرمندگی به سمت بدن نیمه جان او برگشت

با افسوس گفت: ((خدایا کاش زود قضاوت نمی کردم))