پنجشنبه 21 شهریور 1387

تا هستیم باید باشیم،

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

 

تا هستیم باید باشیم،

و برای بودن باید دوست داشت،

و برای دوست داشتن باید،

عشق ورزید،

و برای عشق ورزیدن باید

من را ، تورا

به فراموشی سپرد و در هم خلاصه شد.

" بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که بدان می نگری"


جمعه 18 مرداد 1387

خدایا تو خیلی بزرگی

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

خدایا تو خیلی بزرگی و من خیلی كوچك جالب اینجاست كه تو به این بزرگی هیچ وقت من رو به این كوچیكی فراموش نمیكنی ولی من به كوچیكی توبه این بزرگی رو گاهی فراموش میكنم

خدایا کمکم کن تا هیچ وقت فراموشت کنم


سه شنبه 8 مرداد 1387

گر در یمنی چو با منی پیش منی

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

گر در  یمنی  چو با منی پیش منی

ور پیش منی چو بی منی در یمنی

من با  تو   چنانم  ای   نگار    ختنی

کاندر غلطم که من توام  یا تو منی


دوشنبه 10 تیر 1387

هوا بس ناجوانمردانه سردست...

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

هوا بس ناجوانمردانه سردست...

آیدمت گرم و سرت خوش باد!

سلامم را تو پاسخ گوی،دربگشای!

منم من،میهمان هر شبت،لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپاخورده ی رنجور

نه از رومم،نه از زنگم،همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در،بگشای،دلتنگم

                                               *مهدی اخوان ثالث*


یکشنبه 19 خرداد 1387

آن روزگاران یاد باد

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

روز وصال دوست داران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد

کامم از تلخی غم چون زهر گشت بانگ نوش شاد خواران یاد باد

گرچه یاران فارغند از یاد من از من و ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این بند و بلا کوشش آن حق گذاران یاد باد

راز من بعد از این نا گفته ماند ای دریغا راز داران یاد باد

ارسال شده توسط :نبض حیات


چهارشنبه 15 خرداد 1387

بدون شرح....

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،


جمعه 3 خرداد 1387

ای پرنده پرواز کن

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

ای پرنده پروازکن،با اینکه پروبالت زخمی است ولی بازپروازکن.مگذارسکوت ورخوت این قفس ،شوق واشتیاق رهایی را درتوبخشکاند. می دانم رهایی ازاین قفس بسیارسخت است وتورا دیگرتوان جدال بااین میله های فولادی نیست، ولی نگذاریاس نامیدی  شوق رفتن راازتوبگیرد.نگذارکه التهاب قفس  لذت پروازوآزادی راازیاد تو ببرد.

ای پرنده بدان که قفس هرگز نمی تواند پرواز راازیاد تو ببردچون پرنده یعنی پرواز و پرواز یعنی آزادی ...

 


چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387

معبودم مرا دریاب

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

ای دریای رحمت و بخشش

 

به خود نگاه می کنم و می بینم که چگونه در مرداب تعلقات

زمینی ام گرفتار شدم .مرا به قصر رحمت ات دعوت

می کنی اما من در مروارید خیال دنیا برای خود قفسی

ساخته ام که هر چه امواج بخشش و رحمتت به سوی من

می آید دل اسیر من از آن قفس دست برنمی دارد

معبودم مرا دریاب


پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387

تقدیم به آقا امام زمان

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

دو سه روزه که دلم بد جوری هواتو کرده

باز دوباره دلم هوس گرمییه نگاتو کرده

چند شبه که دوباره تو به خوابم نمی یای

هر جمعه دارم من با خودم می گم که امروز تو میای

اما وقتی که دیگه غروب میشه دلم میدونه نمی یای

هر غروب جمعه من با یه سبد یاس پرپر

میشینم منتظرت تا تو بیایی از سفر


شنبه 10 فروردین 1387

ما زیاران چشم یاری داشتیم

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

 هر که با ما بود از ما می گریخت

 چند روزی هست حالم دیدنیست

 حال من از این و آن پرسیدنیست

 گاه بر روی زمین زل می زنم

 گاه بر حافظ تفاءل می زنم

 حافظ دیوانه فالم را گرفت

 یک غزل آمد که حالم را گرفت:

 ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم


دوشنبه 27 اسفند 1386

صندلی تنها

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

صندلی تنها

در اتاقی خالی نشسته

مثل من که تنهای تنها

در فضای خالی تنهایی ام

نشسته ام

من و صندلی

یک وجه مشترک داریم

هر دو می دانیم که کسی خواهد آمد

حتی اگر سکوت از پیشمان برود .


چهارشنبه 15 اسفند 1386

دلتنگ تر از تنگ بلورم

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

هر چند دلتنگ تر از تنگ بلورم

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه تر از دامن الوند

باشکوه تر از کوه دماوند غرورم

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است

تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

ای عشق ز شوق تو گذر میکنم از خویش

تو قاف قرار من و من عین عبورم

بگذار به بالای بلند تو ببالم

کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم


پنجشنبه 25 بهمن 1386

ولنتاین مبارک

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

مرا اگر صد بار از خود برانی دوستت دارم

به زندان خیانت هم كشانی دوستت دارم

به جرم عشق تو صد زخم كاری بر جگر دارم

جگرسهل است اگرخونم فشانی دوستت دارم

بچه ها ولنتاین مبارک


دوشنبه 8 بهمن 1386

خدایا!دوست دارم.

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

خدایا!کاش آنقدر بزرگ بودم که می توانستم دستهای تو را که برای دوستی دراز شده بود بگیرم،لمس کنم و ببوسم!کاش دستهای تو لمس کردنی بود

کاش می توانستم سرم را در آغوش تو که مهربانتر و گرمتر از آغوش مادر است بگذارم و زار زار گریه کنم؛برای خودم،برای تمام کارهای بدی که کردم ،برای تمام شبهایی که با ستاره های آسمانت قهر بودم؛ برای تمام وقتهایی که یادم رفت آسمان آبی است. که یادم رفت شقایق چه رنگی است؟

خدایا! مرا ببخشای به خاطر همه ی روزهایی که پروازنکردم و مثل کبوترهای تو در آسمان آبی تو اوج نگرفتم؛غرق نشدم و گم نشدم

خدایا! دستم را بگیر! اگرتو نگیریشان، من می افتم، می شکنم و می میرم

خدایا! دوستت دارم.آنقدر که...اصلا چرا بگویم؟! خودت بهتر می دانی

پس

 شب به خیر خدای مهربان من

: بگذار باز هم بگویم

دوستت دارم ؛ دوستت دارم ؛ دوستت دارم


سه شنبه 18 دی 1386

رویای برفی تولدت مبارک...........

   نوشته شده توسط: مهران    نوع مطلب :دلتنگی های من ،

 

رویای برفی تولدت مبارک...........

 

نمیدونم چه جوری بهت بگم تولدت مبارک.........

تمام احساسم را در جوهر خودکارم میفشانم و با قلمی سرشار از یادتو فصل جدید زندگیت رو بهت تبریک میگم عزیزم..واز خدای خودم به خاطر اینکه فرشته ای چون تورو به من ارزانی داشته ممنونم

یه آسمون گلای یاس و میخک. یه دریا عشق و اشتیاق و پولک.یه قلب تنها با یه حس بی قرار و کوچک. فقط میخواد بهت بگه  

تولدت مبارک


تعداد کل صفحات: 3 1 2 3